بهبهبهبهبهبهبهبهبهبه
عکسهای سه بعدی
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
برای دیدن همه ی عکسها روی ادامه مطالب کلیک کنید |
چه شود
بیوگرافی آنجلینا جولی
آنجلی در چهارم ژوین 1975 در لس آنجلس کالیفرنیا متولد کردید . گذران دوران کودکی در شهری که بزرگترین مرکز سینمایی جهان در آن واقع است بسیاری را وسوسه سینما دچار می کند . در مورد انجلی این موضوع جنبه دیگری داشت . او فرزند یک بازیگر اسکاری سینما جای ویت بود و طبیعی است که دوران کودکی خود را با سینما وسوسه هنر هفتم سپری کرده باشد. مادرش مارچلینت یرتراند نیز به نوعی در تشویق او به ورود به عالم سینما نقش داشت . این خانواده سینمایی صاحب یک فرزند پسر به نام جیمز هاون نیز گردید که او هم علاقه به سینما دارد.

انجلی (که در خانه آنژی صدا می شود) به همراه برادرش کودک یتماما سینمایی را سپری کرده اند آنژی به کلاسهای تئاتر موسسه لی استراسبگ می رفت و به مکتب تئاتر آکتورز تستودیا علاقه مند گردید و از همان دوران کودکی به بازی در نمایش های صحنه پرداخت و تجارب با ارزشی کسب کرد.
آنژی به لحاظ عاطفی به برادرش خیلی وابسته است ولی با آنکه او دختر خانواده بود از وی بسیار خشن تر و شلوغ تر بوده .
این طور می گوید:
من در دوران کودکی به مسابقه ماشین سواری و همچنین جمع کردن چاقو علاقه زیادی داشتم و سرگرمی هایی که برای برادرم مفهومی نداشتند اما علاقه به تماشای فیلم های سینمایی در هر دوی ما وجود داشت .روزهای بسیاری را با هم به تماشای آثار کلاسیک سینما می پرداختیم.
آنژی به جز جمع کردن چاقو در دوران کودکی آرزوهای دیگری هم داشت شاید باورتان نشود اما در سالهای کودکی به شدت آرزوو داشت که مسئول مراسم تدفین شود در این باره می گوید :
خانواده ام نگران من بودند فکر می کنم تا حدودی پیش فعال بودم آرزویم این بود که مدیر مراسم خاک سپاری باشم ان آهنگها تابوتهای چوبی زیبا انسانهای اندوهگین مرده هایی که گریم شدند و آخرین ژست و حالت زندگی اشان را به خود گرفته اند همه و همه برایم جذاب است. او از همان دوران کودکی به موضوع مرگ شیفتگی خاصی داشت.
او اگر چه در دوران کودکی چهره ای زیبا و جذاب داشت اما بیش از انکه به آراستن چهره خود بپردازدعلاقه مند به فلسفه های شرقی و به ویژه کتابهایی که در مورد مرگ نوشته شده بود توجه داشت برای من مرگ مفهوم عمیقی دارد شاید مرگ مهمترین حادثه در زندگی است که همیشه آن را فراموش می کینم من به مرگ بسیار فکر کرده ام در مورد مرگ چیز آرامش بخشی وجود دارد . این که شما ممکن است فردا بمیرید باعث می شود امروز را غنیمت بشمرید در مورد در فلسفه غرب کمی غفلت وجود دارد اما شرقی ها به ویژه چینی ها هندی ها و ایرانی ها در فلسفه خود آموزش های جالبی برای مرگ دارند.
آنژی در شانزده سالگی از دبیرستان بورلی هیلز فارغ التحصیل شد و پس از آن مدتی به لندن رفت و در این شهر به عنوان یک مدل مشغول به کار شد و سپس در شهر های نیو یورک و لس آنجلس در همین رشته به فعالیت خود ادامه داد .آنژی همچنین به دانشگاه نیو یورک رفت و در رشته بازیگری لیسانس گرفت او در مورد مدل بودن این گونه می گوید : زمانی این کار برایم جالب بود می دانید که جولی به زبان فرانسه یعنی زیبا و من در مقطعی از زندگی به این ویژگی شخصی ام بیش از حد توجه داشتم اما هنگامی که می دیدم که مجلات و ر سانه ها تنها از یک جنبه از شخصیت من توجه دارند از این کار خسته شدم و ژست گرفتن در برابر دوریبین عکاسان به نظرم احمقانه آمد . این بود که کوشیدم به عنوان بازیگر به فعالیت بپردازم
بیو گرافی محسن چاووشي
محسن چاووشي: اكثر كارهايم مجوز داشت، اما…
هراز گاهي تب خوانندههاي جديد و جوياي نام بازار موسيقي را گرم ميكند… يك روز همه به دنبال رضا صادقي ميروند و روز ديگر صداي بنيامين آنها را شيفته خود ميكند… اما در اين بين بازار آلبومهاي غيرمجاز هميشه داغ داغ بوده و هست. حضور و شهرت خوانندههاي نام آشنا و بيشمار از جمله محسن چاووشي، حامد هاكان و… خيلي از اهالي موسيقي را دلسرد و نگران كرد… هر چند چاووشي براي توليد آلبومش تا مرحله نهايي مجوز هم پيش رفت اما در نهايت بدشانسي آلبومش به صورت غير مجاز منتشر شد. در هر حال گفتگو با خوانندهاي كه ميخواهد پس از اين، سكرت عمل كرده و تمام توليداتش را با مجوز رسمي به دست مخاطبانش برساند براي ما جالب بود اميد آنكه اين مصاحبه شما را هم راضي كند.او به اين باور است كه اگر كارهايش به يغما نمي رفت، همه شان مجوز مي گرفت،اما دوستان اجازه ندادند كه چنين اتفاقي بيفتد…
خانواده سبز: چي شد محسن چاووشي به جمع خوانندگان پيوست؟
چاووشي: يك روز وقتي داشتم كتاب شعر مريم حيدرزاده را ورق ميزدم احساس كردم چقدر اين نوشتهها با روحياتم
![]() |
سازگار است، از آن روز به بعد مدام كلام ايشان را زمزمه ميكردم تا اينكه…
خانواده سبز: آلبوم «نفرين» آلبوم شما بود؟
چاووشي: بله… البته نفرين در حد يك ماكت باقي ماند…
خانواده سبز: يعني قرار بود مجوز بگيرد و بازخواني شود؟
چاووشي: آن كار حتي به تنظيم هم نرسيد، آن زمان وزارت ارشاد از خوانندگان ماكت كارها را تحويل ميگرفت و روي آنها مجوز صادر ميكرد كه از اقبال بد من اين آلبوم لو رفت، دست به دست چرخيد و بدون گرفتن مجوز به خانهها راه پيدا كرد.
خانواده سبز: پس به دنبال مجوز هم رفتيد؟
چاووشي: بله، اما بعد از پخش غير مجاز ديگر مجوزش را نگرفتم، چون فايدهاي نداشت.
خانواده سبز: اما اين فضا خيلي هم به ضرر شما نشد!
چاووشي: به ضررم كه نشد اما در عوض خيليها روي من حساس شدند البته وقتي فهميدند كه غير مجاز پخش شدن آلبوم كار خودم نبوده و از طرفي نفرين تنها يك ماكت بوده، كوتاه آمدند.
خانواده سبز: فكر ميكنيد عامل اصلي موفقيت كه نه ! شهرت امروز خود را مديون چه چيز هستيد، شباهت رنگ صدا و يا غير مجاز پخش شدن كارها؟
چاووشي: نميدانم از شما به عنوان يك مخاطب سوال ميكنم. اگر اين آلبوم مجاز منتشر ميشد، آن را تهيه ميكرديد؟ هر چند در اين صورت خيلي سريعتر و گستردهتر توزيع ميشد.
خانواده سبز: در عوض كنار صدها آلبوم تازه توليد شده ديگر قرار ميگرفت؟
چاووشي: مگر فريدون را چه كسي ميشناخت؟! حتي مني كه در زمينه موسيقي فعاليت ميكنم هم ايشان را نميشناختم اما وقتي آلبومش وارد بازار شد از پرفروشترينها بود.
خانواده سبز: به نظرتان آلبوم نفرين مجوز ميگرفت؟
چاووشي: خيلي از تراكهاي نفرين مجوز داشت. من به دنبال مجوز نهايي بودم كه متاسفانه لو رفت. در ضمن خيلي از كارهايي كه امروز با داشتن مجوز منتشر ميشود هم از نظر مضمون و… شبيه نفرين است.
خانواده سبز: تا به حال آلبوم مجوز دار هم منتشر كرديد؟
چاووشي: نه، اما خيلي از كارهايم از جمله آلبوم «لنگه كفش» كه تمام آهنگهايش مجوز داشت تا مرحله ثبتنهايي هم رفت اما در نهايت نه تنها به صورت غير مجاز، بلكه با كيفيت بسيار پايين پخش شد. حتي تعدادي از آهنگهايي كه براي دوستان ديگر ساخته بودم با صداي من به دست مردم رسيده بود.
خانواده سبز: چرا؟! چرا بايد تمام كارهايتان بدون اطلاع شما به صورت غير مجاز منتشر شود؟
چاووشي: اين بحث خيلي تكراري شده.
خانواده سبز: بله، موضوعي تكراري كه متاسفانه هنوز هم تكرار ميشود.
چاووشي: به هر حال كارها دست افراد به ظاهر معتمدي ميافتد كه شايد ناخواسته اين روند را به همراه دارد.
خانواده سبز: چرا اكثر كارهاي محسن چاووشي سياه است و چرا شما عشق امروزي را به اين صورت وارد موسيقي كرديد؟
چاووشي: اين حرف را قبول ندارم، چون كارهاي من سياه نبوده.
خانواده سبز: اما سفيد و اميدوار كننده هم نيست!
![]() |
چاووشي: شايد ترانههايي كه من خواندم به خصوص در آلبوم نفرين تلخ باشد اما سياه نيست و با همين آلبوم هم مخاطب زيادي جمع كردم اما امروز خيلي از آن كار راضي نيستم، چون معتقدم هيچ عاشق، سخن سخت به معشوق خود نگفت.
خانواده سبز: يعني آن زمان با ترانههايشان، موافق و هم عقيده بوديد؟
چاووشي: حتما موافق بودم، چون تا با ترانهها ارتباط حسي برقرار نكنم، نخواهم خواند، ولي امروز با گذشت چهارسال ايدئولوژيهايم تغيير كرده و معتقدم خواندن نفرين بزرگترين اشتباهم بوده هر چند نفريني كه حيدرزاده خيلي خوب آن را سروده بود.
خانواده سبز: امروز چه تعريفي از عشق داريد؟
چاووشي: اجازه دهيد در اين زمينه صحبتي نكنم.
خانواده سبز: در اين مورد نظري نداريد يا اينكه چون با كارهايتان در تناقض است، ترجيح ميدهيد صحبت نكنيد؟
چاووشي: درست متوجه شديد، من قبلا كارهايي را خواندم كه با حرفهاي امروز قابل اصلاح و جبران نيست، در واقع براي صحبت كردن در اين باره، لازم به گذشت زمان بيشتري است.
خانواده سبز: يعني از خواندن آن ترانهها پشيمان شديد؟
چاووشي: امروز، با ديد ديگري به مقوله عشق نگاه ميكنم، هر چند مرز بين نفرت و عشق تنها به اندازه يك مو باريك است… اما اگر صحبتي كنم بهطور مسلم مريم حيدرزاده هم زير سوال ميرود.
خانواده سبز: براي اولين بار چه كسي تشخيص داد صداي خوبي براي خواندن داريد؟
چاووشي: شايد باورتان نشود اما تا امروز هيچكس چنين حرفي به من نزده، اگر خواننده شدم فقط با تشخيص خودم بود.
خانواده سبز: ميدانيد الان چند تا محسن چاووشي داريم؟
چاووشي: خيلي زياد. افرادي كه به نام من هر كاري از جمله ميكنند!
خانواده سبز: شايد به اين دليل است كه مردم تصوير شما را نديدهاند.
چاووشي: درست است، بايد با انتشار آلبوم مجوزدار و چاپ عكسم به اين وضعيت پايان دهم و تا زمانيكه اين اتفاق نيفتد، اجازه چاپ عكسهايم را ندارم.
خانواده سبز: پس آلبوم جديد شما را در نوار فروشيهاي معتبر پيدا خواهيم كرد؟
چاووشي: اميدوارم كه اين اتفاق بيفتد.
خانواده سبز: اشعار اين آلبوم از چه كساني است؟
چاووشي: رضا صفايي، امير ارجعيني، ليلا رضايي، حميدرضا رزاقي و ترانه مكرم براي ده تراك ترانهسرايي كردند، يك كار متفاوت با كارهاي قبليام.
خانواده سبز: در مورد اين كار بيشتر توضيح ميدهيد؟
چاووشي: در اين آلبوم صداي من شبيه هيچكس نيست. هر چند در ابتدا، همان خواننده لسآنجلسي اظهار كرده بود اين دو صدا (صداي من و خودش) كاملا متفاوت بوده و هيچ شباهتي به هم ندارند اما باز هم اين تصور را در كار جديد به كلي از بين بردم، ضمن كه اين در اين آلبوم موسيقي تلفيقي ( پاپ، سنتي) كار كردم.
خانواده سبز: چقدر با موسيقي سنتي آشنا هستيد؟
چاووشي: خيلي كم.
خانواده سبز: يعني دستگاههاي موسيقي را هم نميشناسيد؟
چاووشي: نميشناسم چون به تازگي وارد اين حيطه كاري ميشدم.
خانواده سبز: پس چطور كار تلفيقي انجام ميدهيد؟
چاووشي: به كمك دوستان سنتيكار، در ثاني ما فقط نتهاي نوشته شده را با سازهاي سنتي نواختيم.
محسن چاووشي از نگاهي ديگر
متولد چه سالي هستيد؟
چاووشي: هشتم مرداد ماه سال 1358
در كدام شهر؟
چاووشي: خرمشهر
مهمترين ويژگي اخلاقي؟
چاووشي: بسيار حساس و كمي زود رنج.
انتخاب اشعار؟
چاووشي: خودم انتخاب ميكنم براساس روحياتي كه داشته و دارم.
مهمترين عامل شهرت؟
چاووشي: اجازه دهيد اين سئوال را مردم جواب دهند.
مهمترين ويژگي اهالي جنوب؟
چاووشي: خونگرمي و مهماننوازي.
شما هم اين خصيصه را داريد؟
![]() |
چاووشي: صد در صد.
تحصيلات؟
چاووشي: مطمئن باشيد موسيقي نخواندم…
مگر تمام خوانندههاي ما موسيقي خواندهاند؟
چاووشي: نميدانم اما من حسابداري خواندم.
چرا سوالات را تفكيك ميكنيد؟
چاووشي: خب بايد يك طوري نشان بدهم كه متناقضم ديگه.
امروز كه ديگر آن تناقضات را شكستيد!
چاووشي: خب اين خودش هم يك تناقض ديگر است.
بهترين كاري كه خوانديد؟
چاووشي: آهاي تو كه اينهمه دوري از من و بانوي من
معروف ترين كار؟
چاووشي: نفرين و نشكن دلمو
دوران كودكي هم مثل الان آرام بوديد؟
چاووشي: خيلي آرام و البته درس نخوان.
بهترين نمره؟
چاووشي: از درس انشاء نمره 17 گرفتم.
بدترين سال تحصيلي؟
چاووشي: سال پنجم ابتدايي كه از دو درس تاريخ، مدني و رياضي تجديد آوردم.
بهترين درس؟
چاووشي: عربي
ورزش…
چاووشي: پيشتر ورزش ميكردم اما حالا كمي تنبل شدم.
سينما…
چاووشي: برايم جذابيت ندارد.
علي سنتوري…
چاووشي: فيلمي از داريوش مهرجويي كه روي آن چهار ترانه خواندم.
انتقاد…
چاووشي: قبول ميكنم.
سازندهترين انتقاد؟
چاووشي: به نفرين شد كه پذيرفتم.
چه سازي مينوازي؟
چاووشي: پيانو و كيبورد.
تا امروز چند ترانه خوانديد؟
چاووشي: 25 يا 26 ترانه.
موسيقي فاخر…
چاووشي: موسيقي كه براي همگان ملموس باشد يعني همه با آن ارتباط برقرار كنند.
يعني هر قدر موسيقي قابل لمستر باشد فاخرتر هم هست؟
چاووشي: از نظر من همينطور است.
ممنون از اينكه با ما در اين گفتگو همراه شديد.
چاووشي: من هم از شما تشكر ميكنم، اميدوارم روزي بتوانم يك كار فاخر تقديم اهالي موسيقي نمايم.
چه شود بالا
لددىدآ’لو
تقديم به كسي بيشتر از جونم دوستش دارم.خودشم ميدونه كه چقدر ميخوامش.
دوست دارم ... دوست دارم ... دوست دارم ...
اي كتابي.اي نمك.اي جوجه.اي پيشي.خيلي ميخامت
باشد كه ثابت شود كه پرچم عشق ما به زمين نخواهد خورد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشقيمزين رسمه بودور
اولماخ واردور
دونماخ يوخدور
حال کن به به
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
.................................................................................
................................................................................
.....................................................................................
..........................................................................
|
20 جوک و SMS جدید!!








************ ********* *******
منتظر باش اما معطل نشو.تحمل کن اما توقف نکن.قاطع باش اما لجباز نباش.صریح باش اما گستاخ نباش.بگو اره اما نگو حتما.بگو نه اما نگو ابدا.
************ ********* *******
بهترین مترجم کسیست که سکوت را ترجمه کند
************ ********* *******
يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي
************ ********* *******
اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو چون خیلی توپی
************ ********* *******
ميدوني بدترين معلم كيه/ زندگي چون اول امتحان ميگيره بعد درس ميده
************ ********* *******
دغدغه هاي يه پسر جوان - کار ندارم - پول ندارم - سربازي نرفتم - ماشين و خونه ندارم - و ... دغدغه هاي يه دختر جوان - لاک ناخنم پاک شده - مهري سرويس طلا خريده - دختر خاله ام ماشين داره - مامان غذاي خوب نمي پزه - عروسکم رو هنوز نخوابوندم - و ... عجب دنياي باحالي
************ ********* *******
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.
************ ********* *******
اگر منو تو دو برگ بوديم... هنگام خزان ... زودتر از تو ميشكستم و مي افتادم... تا زماني كه تو مي ا فتي... در آ غوشت گيرم
************ ********* *******
كانن سريعترين دوربين دنيا را ساخت .. اين دوربين مي تواند از خانومها در لحظه اي كه دهانشان بسته است عكس بگيرد .
************ ********* *******
امروز چندتا نفس کشیدی 10تا ... 100تا ... 1000تا ... به اندازه همه نفس هايي که تا امروز کشيدی واسم عزيزی
************ ********* *******
تمام گلهای خوشبوی دنیارو هم به پات بریزم بازم کمه چون پاهات خیلی بو میده
************ ********* *******
نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدامي کنی.
************ ********* *******
ميدوني سردره مطب جراحي پلاستيك چي نوشته؟؟؟؟؟؟...... نوشته لولو تهويل ميگيريم هلو تحويل ميدهيم.
************ ********* *******
وفای بی وفایان کرده پیرم ، برم یار وفاداری بگیرم ، اگر یار وفاداری نگیرم ، سر قبر وفاداران بمیرم.
************ ********* *******
جاده عشق تا اطلاع ثانوي ليز و لغزنده مي باشد از عاشقاني كه قصد سفر در اين جاده را دارند خود را به زنجير محبت و صميميت مجهز كنند. ‹‹ پليس راه عاشقان ››
************ ********* *******
يه روز يه خره داشته به اسبه با حسرت نگاه مي كرده ميگن چرا با حسرت نگاه ميكني ميگه كاش تحصيلاتمو ادامه داده بودم
************ ********* *******
تو+عشق=زندگی زندگی+تو=ارامش من-تو=دیوونگی عشق+دیوونگی=تو زندگی-تو=مرگ
************ ********* *******
به هم می رسیم 3 نفر میشیم . من و تو و شادی . از هم دور میشیم 4 نفر میشیم . تو و تنهایی ، من و خاطره .
************ ********* *******
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
************ ********* *******
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد. - روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند
سلام
سلام
خوبید
من بهزاد هستم این بلوگ رو واسه دوستان طراحی کردم .
اگه دوست داشتی بهم پیام بزار
قربانت بهزاد